محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

848

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر رفتن قتيبه به غزاى چاچ و فرغانه چون سال نود و چهار اندر آمد قتيبه به غزاى چاچ و فرغانه رفت . و از مرو برداشت و از آن سوى رود شد ، و از مردمان كش و نخشب و خوارزم سپاه خواسته بود . مقدار بيست هزار مرد حربى بيامدند و با قتيبه برفتند . و چون به سغد رسيدند ، اين بيست هزار مرد را به سوى چاچ گسيل كرد و خود به فرغانه شد و تا خجند برفت . و مردمان فرغانه گرد آمدند و حرب را بياراستند . و بسيار حرب كرده آمد . و هر حرب كه كردند ظفر مسلمانان را بود . پس يك روز مسلمانان را ترسى اندر دل آمد و بر نشستند . مردى از بالا نگاه كرد مسلمانان را ديد جدا جدا ايستاده و پراگنده شده ، گفت : و الله كه امروز سوى مسلمانان شويم ، ايشان فضيحت شوند . ديگرى به پهلوى او ايستاده بود ، گفت : مگوى كه ما همچنانيم كه عوف بن الخرع گويد كه بياراى حرب دشمن را و به هيچگونه نينديشيم از مرغى كه بپرد از سوى چپ . و اين بابى است از فال زجر كه هر گه كه لشكرى را به جايى بايد شدن يا به مصافى اندر باشند و مرغى بپرد از سوى راست ، آن فال را نيك دارند ، و اگر از سوى چپ بپرد بد دارند . و همچنين از رفتن دام و دد و